این روزهای پر مشغله
سلام به نی نی ناز و گوگولی مگولی خودم وااااااااااااااااااااای نمیدونی مامانی که امروز چقدر استرس داشتم آخه امروز باید کنفرانس میدادم . شروع کلاسم ساعت ٩:٣٠ بود و چند نفر دیگه هم غیر از من باید کنفرانس میدادن ساعت ٨:٣٠ صبح از جام بلند شدم ولی دیگه تا راه افتادم دیر شده بود . یعنی ٩:٣٥ راه افتادم و ١٠ رسیدم سر کلاس . استاد هم حدودا یکربع بود اومده بود . اما از بدشانسیم بگم امروز آزانس گرفتم . چون لب تاپم همرام بود و هم اینکه میخواستم زودتر برسم و آب تو دلم تکون نخوره ولی زهی خیال باطل !!!! وقتی توی راه بودم تا برسم دانشگاه یه ماشینی نزدیک بود بزنه به ماشین ما، راننده آزانسی که من توش بودم چ...






