24 سالم تموم شد !!
خب حالا برات بگم از تولد امسالم مامانی
امسال بابایی به عنوان کادو تولد همین بلیط های مسافرت کیش رو بهم هدیه داد . البته از قبل برنامه ریزی سفر رو با هم انجام داده بودیم و دست بابایی درد نکنه که اونجا هم کلی برای خودم خرید کردم و یه جورایی همش میشه کادو تولد 
26 خرداد تولدم بود و خاله جونت اینا 25 خرداد اومدن پیشمون و شب یه جشن کوچولو گرفتیم بیشتر به خاطر دل نیایش
که دوست داشت کیک باشه و شمع فوت کنه
و البته اون شب خیابونها هم خیلی شلوغ بود .. و مردم تو خیابون در حال جشن گرفتن بودن به خاطر نتیجه ی انتخابات
خلاصه که مثل هر سال امسال هم کادوهای قشنگ گرفتمو از همه مهمتر اینکه 24 سالم هم تموم شد و وارد 25 شدم 
می بینی همینجور سنم داره میره بالا ولی هنوزم نی نی ندارم . البته از تنبلی خودمونه 
مامان شوهرخواهر(شوهرخاله شما) و خواهرشون و دخترشون و دوست عزیزم ن.م هم تلفنی تبریک گفتن و کلی خوشحالم کردن و بقیه ی دوستام هم با sms و پیامهای اینترنتی
دوستم میگفت ایشالا سال دیگه این موقع یه کوچولو یا تو دلت باشه یا تو بغلت !
منم یه سال همینو بهش گفتم موقع تولدش و سال بعد توی روز تولدش یه دختر دو ماهه تو بغلش بود 
یعنی میشه سال دیگه روز تولدم خدا تو رو بهم هدیه بده ؟؟
قربونت برم که هنوز نیومده دلمو بردی عزیزکم
امسال جشن دو تایی گرفتیم . چون تولد خاله هم یک روز بعد از منه و کیک رو به نیت هردومون گرفتیم و هردو باهم شمعها رو فوت کردیم 
خب حالا بریم سراغ کادوهای مامان :
اول از کیک شروع میکنم که بابای مهربونت زحمتش رو کشید

اینم کادوی خاله جون و دخملش



این کارت تبریک رو هم خاله جون و نیایشی با دستای قشنگ خودشون برام درست کردن :
دستشون درد نکنه 


اینم از داخلش :

مامان بابایی و مامان خودم هم زحمت کشیده بودن و از چند وقت قبل تولدم کادوم رو بهم داده بودن
کادوی مامان بابا :


که همین لباس رو هم تو نامزدی پسرعمه ی بابا پوشیدم
و کادوی مامانم :

دست همشون درد نکنه 
کی بشه شما تولدم رو تبریک بگی مامان؟
خیلی دوست دارم 
پی نوشت: // روز چهارشنبه 29 خرداد رفتم خونه ی دوست جونم ن.م و اونم یه هدیه ی قشنگ بهم داد . دست گلش درد نکنه بابت این شکلات خوری سفالی قشنگ :




24 سالم تموم شد !!
