تولد بابا-مرداد 92
مامانی جونم
به خاطر درگیری هایی که این مدت داشتیم نتونستم پست تولد بابا رو بنویسم .
البته طفلکی بابا امسال تولدی هم نداشت و کیکی هم نداشت !
آخه شب تولد بابا مامانم مهمون داشت و حسابی سرمون شلوغ بود . روز بعدشم یعنی روز تولد بابا
مادربزرگ و پدربزرگت (مامان و بابای بابا)خونه نبودن که بریم اونجا و لااقل اونجا یه جشن کوچولو بگیریم واسه همین هم نشد .
اما من از خیلی وقت قبلش کادوش رو گرفته بودم و اونشب بعد از رفتن مهمونا بهش دادم .
یه ریش تراش کوچولو و جمع و جور از طرف من :


اینم کادوی خواهری من و شوهر و دخملش


اینم کادوی مامانی و بابایی (مامان و بابای بابا) که یه جفت کفش پرفکت استپز هست .
برای عوض کردنش و برای اینکه یک سایز از پای بابا بزرگتر بود کلی رفتیم و اومدیم و آخرهم گفت این سایز پای شما سفیدش پیدا نمیشه و بابا مجبور شد همونیکه از پای خودش بزرگتره رو بگیره !!! البته چون چند بار استفاده کرده و من الان بعد از یک ماه ازشون عکس گرفتم اون نویی اول رو ندارن

و کادوی مامان جون و باباجون هم پول بود
دست همگیشون درد نکنه .
ایشالا بابایی تنش سالم باشه و سایه اش همیشه بالا سر من و شما باشه .
می بوسمت مامانی 



تولد بابا-مرداد 92
