........
یه حال خوش !
گلکم ! الان که دارم این مطالب رو می نویسم یه حس و حال خیلی قشنگ دارم ... چند روز پیش برنامه ی ماه عسل یه کسی رو آورده بود که بازیگر بود و از سرنوشتش و اتفاقاتی که براش افتاده می گفت . من اون برنامه رو ندیدم اما چون تعریفش رو شنیده بودم مشتاق شدم از اینترت دانلودش کنم . همین چند دقیقه ی پیش نشستم و فیلمش رو دیدم . گاهی بعضی حرفا خیلی ساده است . اما همون حرفای ساده آدم رو تکون میده اونقدر که نظرش راجع به همه ی چیزای اطرافش عوض میشه توی این برنامه ایشون (پیام دهکردی) یه حرف خیلی خیلی قشنگ زد . گفت زمانی که از مرگ برگشتم زندگیم عوض شد . هرکاری میخوام بکنم از کوچکترین تا بزرگترین کارها با خودم میگم: " شاید این آخرین بار ...
چهار ساله شدن با هم بودنمون
سلام گل مامان امروز یا بهتره بگم دیروز (چون 6 دقیقه از ساعت 00 بامداد گذشته ) ساعت حدودا 8 صبح چهارمین سالروز عقد من و بابایی بود . آره گل من . چهار سال پیش توی همچین روزی ( 29 تیرماه 88 مصادف با عید مبعث) خطبه ی عقد بین من و بابایی توی حرم مطهر امام رضا(ع) جاری شد و ما شدیم زن و شوهر یکی دو روز پیش بابا یادش بوده اما دیروز یادش رفته بود . من ساعت 9 تا 12 کلاس داشتم . قرار بود بابا بیاد دنبالم قبل از اینکه برسه دانشگاه من . رفتم از گل فروشی یه شاخه گل براش خریدم و اونم با دیدن گل یادش اومد و سورپرایز شد .. اینم عکس گل ( دسته گل نامزدی مون هم از همین گل بود ) 2 ...






