باز هم ...
سلام ماهم
چند روزی بود نیومده بودم پیشت . ببخشید مامانی ..
یه اتفاق بد افتاد . جمعه ای که گذشت ( بامداد ) پدربزرگم از دنیا رفت . ( پدر مامان جونت)

و ما تقریبا ١٠ ساعت بعد یعنی ١٠ صبح جمعه خبردار شدیم و ظهر رفتیم برای مراسم و ....
امروز هم که روز سوم بود و ختم .
مدتی بود که باباجون من مریض شده بود ولی بازم فکر نمی کردیم این اتفاق اینقدر زود بیفته ...
مادربزرگم و مامان جونت بیشتر از همه اذیت شدن .. به قول مامان جون امسال هم اولش با غم شروع شد و هم آخرش با غم تموم شد ... اما امیدوارم که سال بعد سال خوبی باشه برامون . انشالله ...
روحــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــش شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاد
خیلی دوست دارم عزیزم ... خیلی ... فعلا خداحافظت .
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



باز هم ...
