یکی شدن من وهمسرخوبمیکی شدن من وهمسرخوبم، تا این لحظه: 17 سال و 2 ماه و 26 روز سن داره
زندگی ما زیر یه سقفزندگی ما زیر یه سقف، تا این لحظه: 16 سال و 2 ماه و 20 روز سن داره
وبلاگ نی نی مون وبلاگ نی نی مون ، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 20 روز سن داره

فرشته ی آسمونی من

دایی

1391/3/21 1:24
نویسنده : مامانی
377 بازدید
اشتراک گذاری

عزیز دلم

دیروز هم تموم شد .

تموم شد مثل همه ی روزای دیگه ... و شاید بعد از مدتی ،‌ علی هم از یاد خیلی ها بره . به هر حال گذر زمان فراموشی میاره ..... ولی ما هیچوقت فراموشش نمیکنیم و اصلا فراموش کردنش غیر ممکنه .

دلم میخواد تو هم وقتی بزرگتر شدی بدونی که اون دایی تو بوده و هست .

تنها دایی ای که داری . دوست دارم دوستش داشته باشی و دعاش کنی و مطمئن باش که اون هم تو رو خواهد دید .

تمام این یک سال هر هفته رفتیم سر مزارش . بیشتر ٥ شنبه ها و گاهی هم جمعه ها .

و دعاش کردیم و قرآن براش خوندیم . حتی اون یک هفته ای که نشد برم به خاطر اینکه مدینه بودم باز هم اونجا خیلی به بادش بودم و همون پنجشنبه عصر توی مسجدالنبی ،‌ براش خیلی قرآن خوندم ..... و این ٥ شنبه یعنی دیروز مصادف شد با سالمرگش .

و چه ٥ شنبه ی خوش یمنی که شب تولد امام جواد (ع) هم بود .

و روزی هم که به خاک  سپردیمش ٥ شنبه بود و حالا یک سال گذشت از اون روز .

اینو بدون که اگه تو پا به این دنیا میگذاشتی و دایی علی زنده بود برات بهترین دایی دنیا بود . آخه عاشق بچه ها بود .

خیلی زیاد ...

همونطور که دختر خالت رو خیلی دوست داشت که تنها خواهرزاده اش بود و واقعا براش وقت میذاشت .

تموم عکس و فیلمای قشنگی که داره رو داییش ازش گرفته . دایی علی اش .

ای کاش یه روزی خودشم طعم پدر شدن رو می چشید . اما افسوس .

همیشه می گفت دوست دارم پسر داشته باشم . حتی گاهی میگفت دوست دارم اسمش مثلا این باشه ..

اگه پسر داشته باشم براش چنین و چنان  میکنم . ولی ...... 

.... خب چه میشه کرد .تقدیره دیگه . مجبوری که باهاش کنار بیای .  

عزیز دلم . نازنینم . دلم نمیخواست توی خونه ای که مال توئه غم وجود داشته باشه .

اما چه کنم که گاهی بعضی دردها خیلی سنگینه و آدم دلش میخواد یه جایی غمشو بگه و بنویسه تا شاید یه کم سبک شه .

عزیز دلم خیلیییی دوست دارم و دعا میکنم خدا تو رو همیشه برام نگه داره .

 

عاشقتم گل نازم .

تا بعد ......

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

انیس کوشولو
12 خرداد 91 4:19
خدا هزلر مرتبه رحمتش کنه...
واقعا ناراحت شدم..........
ایشاا...بچه تون پسر بشه که تو خونه که صداش بزنید آقا علی کلی ذوق کنی و بعد اون داغ قوت بگیری



سلام . ممنون . انشالله خدا همه ی رفتگان رو رحمت کنه و بیامرزه . هرچی خدا بخواد . ممنونم که اومدید . مرسی .

mamane pardis
4 مهر 91 12:06
سلام.ممنون از اينكه نظر گذاشته بودين.وقتي قسمت رو خوندم خيلي متأسر شدم.خدا انشاالله تو بهشت خودش داداشتونو قرار بده و روحشون شاد بشه.چي شد كه رفتن؟ايشالا علي آقاي خودت بزودي بياد كنارتون و دوباره شادتون كنه.


سلام
خواهش میکنم . منم ممنونم از شما که به وبم سر زدید . انشالله همینطور باشه
یه سانحه بود . سقوط از ارتفاع 7 متری..
مرسی از لطفت عزیزم