براااااااااای تو عزیز دلممممممم
عزیز دل مامان
حدود یک ماه پیش،تو مشهد نمایشگاه کتاب بود .( همون نمایشگاه بین المللی) من و بابا هم به همراه مامان جون و باباجون رفتیم.از اونجا برات چند تا کتاب خریدم ... که خیلی وقته میخواستم عکسشون رو برات بذارم اما فرصت نشد .

اون کتاب بالایی که اسمش هست "هیچ،هیچ،هیچانه" یه کتاب شعره که خیلی قشنگه . موقعی که برش داشتم خانومی که اونجا برای فروش نشسته بود بهم گفت که چه عجب یه خوش سلیقه پیداشد !! آخه قیمت کتاب یه مقدار بالا بود . اما برای من خیلی مهمه که تو با تصاویر قشنگ آشنا بشی و دید بصریت قوی بشه عزیزکم .
اینم عکس یه صفحه از داخل کتابه :

شاعرانش هم جزء بهترین شاعران کودک هستن .
اینم توضیح پشت کتاب :

کتاب "به عروسی من بیا" اینجوری باز میشه :

و بقیه ی کتابها :

من همیشه وقتی میخوام کتابی برای تو انتخاب کنم سعی میکنم کتابی بگیرم که تصویرسازی های خوبی داشته باشه .آخه خودمم به تصویرسازی کتاب کودک خیلی علاقه دارم عزیزکم .
دیگه جونم برات بگه مامان و بابای بابا،نوزدهم آبان با ماشین حرکت کردن به سمت تبریز و دیشب اومدن . یعنی تقریبا ١٣ روز نبودن . آخه عمو علیرضا توی تبریز درس میخونه و رفته بودن تا بهش سر بزنن و خونه ی عمو علیرضا رو بذارن برای فروش و ... یه سری کارهای اینجوری . ولی مثل اینکه تا مرز جلفا هم رفته بودن و از اونجا برای ما هم کلی سوغاتی آوردن .
وقتی تازه رفته بودن من به مامانی گفتم که چون کفش و کیف های تبریز کیفیت خوبی داره از اونجا برای تو کفش بیارن و مامانی هم زحمت کشیدن و این کفش های خوشگل رو آوردن که البته فکر میکنم به درد پنج،شیش سالگیت میخوره . البته اگه پسر باشی :

چون توی عکس کوچیکی کفش ها معلوم نبود کنار کفش های بابا گذاشتم و عکس گرفتم :

کفشای پلو خوریه 
و از همه مهمـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــتر اینکه تو این مدتی که بابایی و مامانی تبریز بودن منم بیکار نموندم و با اینکه پروژه دارم اما درس رو بی خیال شدم و یه کم رفتم سراغ هنر !
آخه خاله جونت تازگیا رفته کلاس بافتنی ثبت نام کرده . منم که خودم قبلش دنبال یاد گرفتن بافتنی بودم گفتم چه فرصتی از این بهتر !
و بهش گفتم هرچی که یاد گرفت باید به منم یاد بده .. شنبه شروع کردم به بافتن یک کلاه و شال گردن برای تو و پنج شنبه تمومش کردم . البته می شد بینش یه روز یا دوروز اصلا دست بهش نزنم .
یعنی میشه گفت چهار،پنج روز بیشتر طول نکشید.
البته قبلا ها !! یعنی مثلا پنج،شیش سال پیش برای خودم هم یه لباس بافته بودم . اما میشه گفت این اولین کلاه و شالگردنی بود که بافتم . اونم برای تو عزیز دلم !
فکر میکنم تا یک سالگی برات قابل استفاده باشه . البته اگه دختر باشی .. !

این کلاه رو هم خاله جون برات بافته که خیلی کوچولو موچولوئه . یعنی شاید تا یکی دو ماهگی بتونی سرت کنی البته اگه تو فصل سرد به دنیا بیای 

امیدوارم خوشت بیاد عزیزک من . خیلی خیلی دوست دارم... بووووووووووووووس



براااااااااای تو عزیز دلممممممم
