تــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــموم شد !
بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــالاخره درسم تموم شد
بـــــــــــــــــــــــــــــــــــاورم نمیشه مامانی ...
امروز آخرین تحویل کار رو داشتیم و دیگه دوره کارشناسی تموم شد .... وای ... یعنی دوسال کذشت ؟
دیگه لازم نیست برم سر کلاس و امتحان بشینم .
فقط باید یه پروژه تحویل بدم تا پایان دی ماه .
وای یعنی از الان میتونم با خیال راحت به کارای دیگه برسم ؟!!
دیگه لازم نیست جوش درس و کلاس و امتحان بزنم ؟
فعلا که اصلا خیال ندارم کارشناسی ارشد شرکت کنم .... زمانی شرکت میکنم که واقعا یادم بره چه عذابهایی کشیدم از دست این دانشگاه
شایدم هیچوقت شرکت نکنم . نمیدونم . دلم میخواد به خودم برسم . به زندگیم . به شوهرم و به شما گوگولی نازنازی مامان که انشالله قراره منتظرمون نذاری و زودی بیای پیشمون .
امروز ساعت ٥ تا ٨:٣٠ شب توی جهاد دانشگاهی کلاس پردازش عکس دارم که اونم جلسه ی آخرشه
شاید از اول مهر با مامان برم پی گرفتن گواهینامه .
دوست دارم مامانی جونم . عشقم . نفسم . عمرم
خیلی خوشحال بودم . خواستم خوشحالی مو با تو عزیزم قسمت کنم .
میبوسمت 




تــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــموم شد !
