یکی شدن من وهمسرخوبمیکی شدن من وهمسرخوبم، تا این لحظه: 17 سال و 2 ماه و 25 روز سن داره
زندگی ما زیر یه سقفزندگی ما زیر یه سقف، تا این لحظه: 16 سال و 2 ماه و 19 روز سن داره
وبلاگ نی نی مون وبلاگ نی نی مون ، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 19 روز سن داره

فرشته ی آسمونی من

خبر خبر چند تا خبر !!!!!!!!!!

1391/6/29 14:45
نویسنده : مامانی
721 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عزیز دلم

حالت چطوره ؟؟؟؟؟؟ خوب خوبی ؟؟؟؟؟

خدا رو شکر

من باازم اومدم با چند تا خبر جدید:

اول اینکه نی نی دوست جونم ن.م که اسمش یا فاطمه زهراست یا زهرا ،جمعه به دنیا میاد . خاله جون باید ٩ صبح بیمارستان باشه

منم جمعه شب با بابایی رفتیم براش یه عروسک خروس خریدم که کادو ببرم . عمو علیرضا تم همرامون بود

عکسش : زبان

 

 

 

البته دوست داشتم یه چیزی بگیرم که همیشه به یادگار بمونه . ولی خب تنها چیزی که به ذهنم رسید همین عروسک بود ...چون پیش خودم گفتم لباس زود کوچیک میشه ولی خب عروسک رو حدااقل تا مدتی نگه میداره و بازی می کنه 

دیگه اینکه تخریب خونه شروع شد !!!!! هوووووووووووووووووورررررررررررررااااااااااااااا !!!!!!!!!!!! بالاخره شروع شد . روز ٥ شهریور

و جالبیش میدونی چیه ؟؟؟؟‌

اینکه دقیقا همونروز با مامانیت و بابات رفتیم و خونه ی گلبهارمونم انتخاب کردیم . یعنی صاحب یه خونه تو گلبهارم شدیم (همون مسکن مهر) یه خونه ی حدودا ٧٥ متری که آبانماه بهمون تحویل میدن .

و پنجره ی خونش به پارک بازی بچه ها باز میشه یعنی قراره پارکشم بسازن !

و خبر چهارم اینکه امشب یعنی دیشب ( همین چند ساعت پیش منظورمه !) رفتم آرایشگاه و برای اولین بار موهامو دکلره کردم و بعدشم رنگ . مژهچشمک

حسااااااااااابی تغییر کردم !!

بابا که خیلی سورپرایز شد . بابا جون و مامان جونم همینطور!

رنگ عسلی کردم موهامو . یعنی یه جورایی عسلی - نسکافه ای !

البته دیگه عکس اونو نمیتونم بذارم چشمک

آخه جمعه عروسی دعوتیم و منم گفتم دیگه حسابی خوشگل کنم . (عروسی دختر خاله ی بابات )

امشبم (دوشنبه) عروسی دعوتیم (عروسی نوه ی خاله ی مامان جونت ) که نمیدونم میرم یا نه ولی به احتمال زیاد میرم ،‌ خب خوشگل شدم دیگه حیفه نرم !!!!!!!! از خود راضیمژه

یه عروسی هم تو مهر داریم . عروسی نوه عمه ی من

راستی تولد نیایش هم نزدیکه . نمیدونم براش چی بخرم ....

کلاسام هم یه هفته دیگه تموم میشه خداروشکر

١٦ تا ٢٣ شهریورم امتحانامه .

دعا کن به همه ی کارام و درسام برسم ..

قبل از اینکه خداحافظی کنم بگم که واسه تو هم خودم با خودم یه تصمیمایی گرفتم که هنوز به بابا نگفتم . خواستم وقتی واسه خودم قطعی شد بگم 

انشالله سال دیگه همین موقعها درسم تمومه و لیسانسمو میگیرم (البته غیر از پروژه نهایی که احتمالا تو پاییز تموم میشه ) و اگه خدا بخواد خونمون هم تا سال دیگه همین موقعها تموم میشه و میفروشیمش و میریم یه خونه ی خوب میخریم و انشالله یه اتاقش هم واسه شما آماده میکنیم ( گوش شیطون کررررررررر ) تو هم دعا کن

دوست داااااااااارم میبوووووووووووسمت از راه خیلییییییییییی دوووووووووووور

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

مامان اتنا
16 شهریور 91 12:45
توکل به خدا کن تو اراده کن مطمئن باش خدا هم هواتونو داره ونمیزاره شرمنده بچتون بشید.




درسته . ممنونم ..