یکی شدن من وهمسرخوبمیکی شدن من وهمسرخوبم، تا این لحظه: 17 سال و 2 ماه و 25 روز سن داره
زندگی ما زیر یه سقفزندگی ما زیر یه سقف، تا این لحظه: 16 سال و 2 ماه و 19 روز سن داره
وبلاگ نی نی مون وبلاگ نی نی مون ، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 19 روز سن داره

فرشته ی آسمونی من

احساس من

1391/4/11 1:36
نویسنده : مامانی
319 بازدید
اشتراک گذاری

نمیدونم چم شده

مثه دیوونه ها شدم

همین چند دقیقه پیش کامپیوتر رو  خاموش کردم ولی الان دوباره روشن کردم و  اومدم تا بنویسم

بابایی خیلی وقته خوابیده . از ساعت ده و نیم

آخه خیلی خسته بود . الانم ساعت یک بامداده

بعضی وقتا دلم خیلی هواتو میکنه . امشب هم از همون شباست

میدونی چیه شاید اگه الان مسئله ی خونه در کار نبود واسه ی اومدنت تصمیم می گرفتیم اما ......

اصلا دوست ندارم که وقتی تو میای توی این خونه باشیم . دلایل زیادی داره .

خونه ای که قراره ساخته بشه ١٥ تیر ماه تخریبش رو شروع میکنن .

مامانی برای من خیلی سخته که بخوام تا یایان درسم صبر کنم . من دلم میخواد زودتر تو رو داشته باشم

چیکار کنم ؟

اگ به امید خدا خونه تا یکسال دیگه آماده شه خیلی خوب میشه . اونوقت خیالم راحت راحت میشه . هم صاحبخونه میشیم و هم مامان و بابا . البته ان شا لله

میدونی عزیزم وقتی توی بعضی از وبلاگا میرم خیلی استرسم زیاد میشه . مثلا وبلاگهایی که مال افرادیه که بچه دار نمیشن یا بچه شون به هر دلیلی .............

همه اش یه حس ترس بهم میده که خدایا اگه من یا بابا هم مشکل داشته باشبم چی ؟؟

واسه همینم دلم میخواد زودتر اقدام کنیم که خیالم راحت بشه یا حتی اگه مشکلی وجود داشته باشه دنبال درمانش باشیم .

اما به نظرم ریسک خیلی بزرگیه . آخه اگه تو همون یک ماه اول شما قدمهای کوچولو ت رو تو دل مامان بذاری اونوقت چی ؟‌

با مسئله ی درس و خونه مون چیکار کنیم ؟

میدونم که از نظر سنی هنوز وقت زیاد دارم اما بعضی وقتا که بچه های کوچیک رو توی بغلم میگیرم با خودم میگم خدایا اگه این بچه ی کوچیک الان مال من بود چه لذتی از وجودش می بردم .

چه لذتی از مادر بودنم میبردم .

حتی بابا هم وقتی یه بچه ی کوچیک میبینه دلش قنچ میزنه .

خودمم خیلی دلم هواتو کرده . میدونم چقدر سخته میدونم مسئولیتش چقدر سنگینه اما ..... اما خب دلم برای یه نی نی کوچولو که دستاشو تو دستم بگیرم و مال خودم باشه ضعف میره

واااااای

دلم برای یه نی نی که وقتی میخوابه از نگاه کردن به صورت معصومش سیر نمیشم ،‌برای یه نی نی که وقتی میچسبونمش به خودم گرمای بدنشو احساس کنم،برای یه نی نی که دستمو بذارم رو قلب کوچولوش و تاپ تاپشو احساس کنم ضعف میره .

برای یه نی نی که وقتی بزرگتر شد اولین کلمه ای که یاد میگیره کلمه ی ماما ست

برای یه نی نی که وقتی گریه میکنه هیچی جز آغوش مادرش آرومش نمیکنه

برای یه نی نی که وقتی میخنده صداش منو تا آسمونا ببره

و جلوی چشمم بزرگ شه و قد بکشه . حرف بزنه و بازی کنه و . ... همه ی اینا

میخوام یه قولی به مامان بدی باشه ؟

اینکه هر وقت خواستمت زودی بیای تو دلم . منتظرم نذاری

انتظار نگران و آشفته م میکنه ...... پس قول بده

خیلی دوست دارم .

یعنی خیلی دوست داریم . هر دو مون.هم من هم بابایی . میبوسمت مامانی

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (4)

مامان آرینا موفرفری
11 تیر 91 1:42
سلام دوست عزیز ،آرینا موفرفری در مسابقه نی نی خانه دار در وب نی نی شکلک شرکت کرده خوشحال می شم به آرینا رای بدهید.آدرس وبتونو فراموش نکیند !!!چون بدون آدرس وب رای محسوب نمی شه.
آدرس وب نی نی شکلک
http://sheklak_mohammad.niniweblog.com/post931.php




سلام
به آرینا جون رای دادم

الهه مامان روشا جون
11 تیر 91 1:44
عزیزم راجع به بچه به خدا توکل کن و فکر و خیال بد به قول خودت اون بچه ها رو دور کن.انقدر بچه بیاد واذیت و آزارش کلافه ات کنه.درسته خیلی شیرینه ولی بعضی وقتا هلاک 2 دقیقه خواب شیرینی که میره جزء آرزوهای محال.



آره راست میگی عزیزم
ولی بعضی وقتا این فکرا میاد تو سرم و نمیتونم جلوشونو بگیرم .
ممنون که مثه همیشه خواننده ی پستم بودی . آره بهتره یه کمی هم قدر الانو بدونم
مرسی دوستم

مامان زهره
11 تیر 91 12:18
گلگم اگه دوست داشتي به محمد سپهر هم با اين نشاني راي بده :
http://sheklak_mohammad.niniweblog.com/post931.php


دوست داشتم رای بدم ولی حیف سه تا رای رو قبلا دادم . ممنون که اومدی
مامان زهره
13 تیر 91 12:32
واي واي واي گلم عزيزم قشنگم روزي بچه را خدا مي ده.خوبه آدم به همه جا برسه همه چيز را داشته باشه بعد بچه.اما همه چيز دست خداست.بچه را به خاطر اين مسائل زود گذر عقب ننداز(البته ببخشين كه فضولي كردم) من فقط اومده بودم كه تولد اماممون را تبريك بگم.....


آره حق با شماست. به خاطر روزی ش نیست که میدونم روزی دهنده خداست و البته ما هم تا حدی باید با قناعت بیشتری زندگی کنیم . اما از همه ی این حرفا که بگذریم بازم مسئله ی درس هست و من دلم میخواد زمانی بچه دار شم که بتونم وقتمو تمام و کمال در اختیار بچه م بذارم . ممنون که اومدید . منم به شما تبریک میگم دوست عزیز.