دوشنبه ی من ... یک صبح تا شب !
سلام عزیز دلم 
امروز تقریبا روز خوبی بود
صبح باباییت ، من و دوست جونمو برد پارک 

و دو ساعتی توی پارک بودیمو بعد اومد دنبالمون . ساعت نزدیک ١١ خونه بودم 
ناهار برای خودم و مامان جون اینا درست کردم . البته بعد از مدتی ! 
و بعدم نشستم پای کامپیوتر و اینترنت 
١٥:٣٠ تا ١٦:٣٠ هم تلویزیون
و بعد هم تخت گرفتم خوابیدم 
البته همچین تخت تخت هم نه . چند بار اس ام اس برام اومد . دو بار تلفن خونه زنگ زد . یه بار دم در زنگ زدن و یه بارم گرمم شد و پا شدم کولرو روشن کردم !!! ولی اون لحظه این شکلی بودم ! 
ولی بازم از رو نرفتم و از ساعت 16:30 تا 19 خوابیدم . بعد هم باباییت اومد و تا ساعت20 با هم فیلم نگاه کردیم .
بعدشم بابایی نشست پای فوتبال و منم پای کامپیوتر ...
بعدم رفتیم پیش مامان جون و باباجون شام خوردیم 
و بعد من دوباره اومدم فیلم " راه طولانی " رو دیدم .
و بعد از اون هم با بابا سری سوم کارتون " پاندای کونگ فو کار " رو دیدیم و کلی خندیدیم !!!! یکیش منم یکیش بابایی ولی بعضی وقتا بر عکس میشدیم !! 

به به ... میبینی چقدر کار مفید انجام دادم !!!!!!!!!!!!!!!! 
و اما ساعت نزدیک 1 رفتیم تو رختخواب و من مثل همیشه خوابم نمیبرد ..... اعصابم خرد شد آخه خیلی بی خواب شدم چند وقته !! البته خب از اثرات خواب بعد از ظهر هم هست . ولی خب دیشبم خوب نخوابیده بودم .... البته از بس خمیازه کشیدم مردم ولی خبری از خواب نبود !!! 


واسه همین یه کار بد کردم ... چون کلافه شده بودم 
یه قرص کلد استاپ خوردم .
آخه قرص دیگه ای نداشتیم تو خونه که خواب آور باشه !! 
بعدش اومدم تا وقتیکه قرصه اثر میکنه بشینم پای سیستم و ....
وقتی اثر کرد و دیگه خیلی خواب آلود شدم برم تو رختخواب 
الان اینجوریم !!! 
خلاصه اینم از امروز !
یه جورایی همش استراحت بود .
خب چرا اینجوری نیگام میکنی ؟؟؟ 
آخه تازه دیروز کلاسام تموم شده . امتحاناتم هم که اول تیره .. حالا کو تا اول تیر 
سرم هم درد میکنه 
به امید یه خواب خوب 
میبوسمت 
دوست دارم 
بای بای 
مامانی



دوشنبه ی من ... یک صبح تا شب !
