یکی شدن من وهمسرخوبمیکی شدن من وهمسرخوبم، تا این لحظه: 17 سال و 2 ماه و 25 روز سن داره
زندگی ما زیر یه سقفزندگی ما زیر یه سقف، تا این لحظه: 16 سال و 2 ماه و 19 روز سن داره
وبلاگ نی نی مون وبلاگ نی نی مون ، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 19 روز سن داره

فرشته ی آسمونی من

سال نو مبارک

1391/1/6 3:31
نویسنده : مامانی
945 بازدید
اشتراک گذاری

قلبسلام کوچولوی قشنگم

حالت خوبه؟؟؟

عیدت مبارک مامانی ..... بالاخره سال جدیدم از راه رسید

دلم لک زده بود برات

یه جورایی به اینجا عادت کردم

میدونی چیه .....؟ این روزا همش از این و اون میشنوم که کی میخواین بچه دار بشین !! ناراحت

نمیدونم چرا ......

بابات هم که همش میگه من بچه میخوام ....

اما .........

واقعا الان شرایطش وجود نداره ... آحه نمیشه که هم درس بخونی و هم ...... واسه من خیلی سخته :((( تازه واسه تو هم سخته که مامانت پیشت نباشه و برات وقت نذاره 

بعضی وقتا از اینکه دیگران تو زندگیمون اینقدر کنجکاوی میکنن اعصابم به هم می ریزه ..........عصبانی

خودم دلم تو رو خیلیییییییییییی میخواد اما با این وجود خیلیییییییییییی هم میترسم از همه چیز بچه داری ................

چند وقت پیش یه بنده خدایی تو فامیل بابات شایعه کرده بود که ما داریم بچه دار میشیم ..

طفلی باباییت (بابای بابا) اینقدر خوشحااااال شده بود که نگو ........نمیدونست طرف سر کارش گذاشته ...لبخند

ای باااااااابااااااااااا.........چی بگم.......... ایشالا هر وقت خدا خودش خواست .

ما دو هفته دیگه داریم میریمااااا مامانی .....داریم میریم خونه ی خدا ......

هنوز باورم نمیشه ..... آخه فکرشو نمی کردم به این زودی برم . اونجایی که خیلیا آرزوی یه بار رفتنشو دارن .

خدایااا شکرت که ما رو قابل دونستی .

.

.

.

.

عزیز دلم

انشالله دفعه بعدی تو باشی و با هم بریم . سه تایی .

دوست دارمقلب

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

مامن امیرعلی
6 فروردین 91 8:21
سلام صبح بخیر 8:10 صبح
من هم مثل شما خیلی ها تو زندگیمون دخالت می کردن یکی می گفت مریض هستن کاشکی می بردیمشون دکتر یکی می گفت نه بابا بلد نیستن بچه داری بکنن یکی می گفت آماده خور شدن خلاصه هر کسی یه چیزی می گفت خلاصه بعد از ده سال زندگی مشترک، حس کردیم یه چیزی تو زندگی کم داریم که اونم امیرعلیه حالا شما هم هر موقع شرایط واقعاً ایده آل بود دست بکار بشید منتظرتون تو وبلاگ پسرم هستم.






سلام . ممنونم دوست عزیز که اومدید و نظر دادید ... بله دیگه اینجوریه کاریشم نمیشه کرد .چشم حتما حتما به وبتون سر میزنم . بازم مرسی

مامان امیر علی
19 فروردین 91 11:34
مرسی عزیزم که ما رو قابل دونستید و تشریف آوردید. به خاطر همه مهربونیت ممنونم


خواهش میکنم دوست خوبم . ممنون از شما و لطفتون .. خوشحال میشم بازم نظرات قشنگتونو تو وبم بخونم . ممنون .