یه تجربه جدید
سلام عزیز مادر
خوبی ؟؟؟ دلم خیلی برات تنگ شده بود . میدونم .. میدونم ، ایندفعه خیلی دیر کردم ..... ببخش مامان جونم . دم عیده و کلی کار .....
عوضش خبرای خوب دارم :
تقویممون چاپ شد . کارای مامانتم توش هست . 5 تا از کارهای تصویرسازیم
دیروز رفته بودم نمایشگاه بین المللی . اونجا برای تقویم غرفه داشتیم . رفته بودم که فروشندگی کنم !!!!!!!! برای اولین بار تو عمرم .
باباتم باهام اومده بود و از دور و نزدیک هوامو داشت .. گاهی هم میرفت خرید .. مثلا رفت و یه حاجی فیروز خرید واسه نوروز .
تو این چند روز اتفاقای جالب زیاد افتاد .... دلم میخواد همشو برات تعریف کنم ولی انقده خوابم میاد که نگو و نپرس ..........
سعی میکنم در اولین فرصت بیامو همشو برات بگم .شبت بخیر کوچولوی قشنگ مامان . میبوسمت از راه دور ............................
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



یه تجربه جدید
